تبليغاتX
برو حالشو ببر

سلام بر دوست و آشنا غریبه و ...



سلام

(سلام سلامتی میاره زیاد بگین!!!!)

در هر حال

2باره میخوایم این وبلاگ رو آپ کنیم



اگه تو این مدت هم آپ نکردیم دلیلش این بود که گرفتاره درس و مشق بودیم



ولی حالا که اومدیم  آپ کنیم

پس منتظر باشید!!!!!





بای

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |

سلام

خوبين؟؟؟

چه خبرا؟؟؟

امتحانا رو خوب رو دادين؟

ديگه چه خبرا؟

من که اصلا خوب ندادم

يعني در اصل خوب دادم ولي 3 تا درس رو خراب کردم

ولي براي اولين بار رياضيم رو نسبتا خوب شدم

حالا هرچي

کلي سوتي دارم واسه گفتن بريم سره سوتي ها که کولاکه:::::



داشتيم با سارا حرف ميزديم و چيپس ميخورديم خواستم اذيتش کنم گفتم:

اين چيپسه تاريخهانقضاش 2 سال پس از مصرفه!!!!!!!!

(مثلا قرار بود الان من اذيتش کنم)





-طرفداره کدوم تيمي؟

-پريان: بالاک(منظورش همون آلمان بود)



من: ديوونه

پري: جانم




من و پري:مدرسه کف تهديگ خورده

منظور:مدرسه کفگيرش به ته ديگ خورده



من: پري واسه تولدت چي ميخواي بگيري؟؟؟



من:کشورهاي خارج از کشور!!!!!



شادي: غرب مشهد ميره افغانستان



ندا به پري ميگه:واسه تولدت چي بگيرم؟

پري:مگه تولد من کيه؟؟



پريان:سرکار آقاي وردکار!!!!!!!!!!!!!!!!



پري: راضي اسمه پسره!هاهاهاهاها!!!

من: آره ديگه مثلا زکريا "رازي"



معلم:آبادي ميشه شهر، به چه شرطي؟؟

پري :به شرط چاقو!!!!!



پري:من از نهايت شب حرف ميزنم

من از نهايت تاريکي

ميگم "آخ گشنمه"

(بچه خجالت نميکشه در ملا عام شعر تحريف ميکنه)



پري:کفمون افتاد

(منظور:فکمون افتاد)



من:پري پاتر!!!!!!!!



پري:من در آينده ميخوام بزرگ شم!!!!



من: از اين زنگ ها شنيدي که صداي جيک جيکه خروس ميده!!!



من:عزيزم اگر خوابه حبيبم رو ميخوام!!!!




خوب دیگه واسه امروز بسه


تا بعد


BYE...BYE

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام سلام سلام سلام

چطورین خوش میگذره با مدرسه؟؟؟

ما که خیلی بهمون خوش میگذره شما چطور؟؟؟؟؟
نگاه کن چند وقته آپ نکردم
هووووووووووووووو
کفهات رو جمع کن وبلاگ رو کثیف کردی الان بقیه میاین سر میخورن


یه چیزه جالب رو من دیروز دقت کردم و اون اینه که هرچی وسیله ی الکتونیکی به دسته من میافته میسوزونمش

برای مثال تاحالا 2 بار سشوار رو سوزوندم

باره اول یهو دود کرد و خاموش شد------- باره دوم سیمش جرقه زد و ذوب شد


فن کامپیوتر در حالی که داشتم باهاش کار میکردم سوخت سیمهاش


2 شاخ تلفن رو زدم تو پریز برق


موبایلم چراغ مانیتورش رو داغون کردم


یعنی الان موبایلم باید حدس بزنی و باهاش کار کنی و البته تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه که آهنگ گوش کنی


فعلا چیزه دیگه ای یادم نمیاد
حالا بریم سراغه چنتا سوتیه دبش






پریان میاد زیره امضاش اسمش رو بنویسه مینویسه

Johnny Depp!!!!!!!!!!!!!!!!!!



خانم محبی داشت با موبایل صحبت میکرد
پریان:سلام برسونین
بعدا کاشف به عمل اومد که داشته با پسرش صحبت میکرده



پریان:من فهمیدم چرا Johnny Depp غرق شد!!!
منظور : Titanic!!!!




خوب دیگه الان دفتره سوتی همرام نیست بقیه سوتی ها باشه واسه بعا







BYE...BYE


 
نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام خوبین خوشین سلامتین؟؟؟

چقدر مدرسه مزخرفه البته به غیر از زنگه تفریح و زنگ شیمی!!!

یه عالمه سوتی گرفتیم

پس وقت تلف نمیکنم میرم سراغ سوتیا!!!




معلم شیمی:

مثلا در زندگی روزمره مون ، کرم شبتاب!!!!!

این جزوم سوال المپیاد رو داره ،تازه، سوال های المپیاد رو هم داره
(معلمه ریپ میزنه)



زرافه چشم عسلی:

جنگ دریاها (منظور :جنگ ستارگان)!!!!

یکی میزنه تو چشمه ای زرافه مون بعد میگه آخ دلم
بعد مبره واسه نلدا تعریف میکنه میگه آخ زانوم!!!!
معلوم نیست بلاخره کجاش!!!!

زرافه:

یه شب نهار بریم بیرون!!!!




معلم زبان فارسی:

close هاتون رو ببندین(منظور:کتاب هاتون رو ببندین)




من:

پری تو 2 وجب قد داری (!!!!!) و 6 قد دماغ!!!!

من:

کفش "پانشه" بلند




نلدا:

ADSL مون محدوده از 7 شب تا 7 بعد از ظهر

(منظور: 7 صبح تا 7 شب)


خوب دیگه بسه

BYE...BYE

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام بر دوستان و آشنایان و اقوام و همونی که میاد میره نظر نمیذاره

کلا

سلام بر همه

آخی نازی

چیه مدرسه ها شروع شده دپرشن گرفتی؟؟

اشکال نداره ۹ ماه که بیشتر نیست

همین که به مدت ۹ ماه پلک بهم بزنی میبینی که تموم شده

حالا میتونی از همین الان شروع کنی به پلک زدن

اگرم نخواستی به من چه

خوددانی

دیگه چه خبر؟؟؟

خوب بذارین براتون از مدرسه مون بگم

من دیگه با ساشا تو یه کلاس نیستم(ساشا یا همون رمیسا)

با شادی هم نیستم

دپرشن

دپرشن

دپرشن

خوب دیگه اینکه به مدت یه هفته مامان بابام نبودم

من بودم و داداشم و مامان بزرگم

اینقدر خوش گذست که خدا میدونه

ولی الان اومدن

دپرشن

دپرشن

دپرشن

مدرسه ها مثله همیشه مزخرف

اگه به شوق دیدار معلم زبان قبلیمون و ساشا نبود اصلا نمیرفتم

البته اگه دست زور پدر و مادر هم نبود نمیرفتنم

یه سووال کسایی که رشتشون ریاضیه و داری الان به اینجا سر میزنین

ریاضی سخته؟؟؟

تحربی آسون تره یا ریاضی؟؟؟

در هر حال یه معلم فیزیک داریم عینه ماست کم چربی شل و ول

یعنی به روح معلم فیزیکه پارسالم دعا کردم

سره کلاسش هی خوابم میبره

یه معلم ریاضی داریم

بهتره ازش چیزی نگم

یه معلم شیمی داریم

اگه به مرز جنون کشیده نشم خوبه

اها الان من ۳ تا سوتی واسه گفتن دارم

۱- دادشم از خودش داشت شکلک در میاورد بعد منم یه اسپری فیکساتیو(فیکس کننده) برداشتم بعد بهش میگم:

الان بهت پرسپکتیو میزنم همینجوری بمونی!!!!!!!!!!!!

منظورم همون فیکساتیو بود

۲- پریان با چنگال میزنه به گردن رمیس بعد رمیسا با جیغ میگه:

آخ دلم!!!!!

۳- داشتیم سووال حل میکردیم سره کلاس ریاضی بعد راه حلم با پای تخته فرق داشت بعد گفتم:

این این فرقش با ماله من حل داره!!!

منظور: این حلش با ماله من فرق داره

خوب دیگه با بای

نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
ای بابا مثلا اومدم سوتی بنویسم همه یادم رفت خوب چه میشه کرد

حافظه ی طولانی مدت دیگه

خوب حالابگذریم یک ذره چرت می گم تا یادم بی یاد خوبین خوشین خوش می گذره اه بدبختی سه شنبه مدرسه

اخ جون مدرسه هورا

دیگه بگم که اره دیگه تصمیم بر این شد اسکواش ادامه ژیدا کنه از اون جایی که قراره ما بریم تو مدرسه ادم ژیدا کنیم واسه اینکه بیان اسکواش و ما بریم تبلیغ خوب بلند شین بیاین اسکواش اصلا چه معنی داره نمیاین اسکواش

خوب من تبلیغم رو کردم

دیگه فکر کنم یک چند تایی سوتی یادم اومد

خودم :

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ببین پاراالمپیکا چه قد المپیک اوردن دمشون گرم (منظور مداله)

مامانم : شادی برو این لباس رو بنداز تو سطل اشغال ( لباسه نو بود )

من : چی بندازم تو سطل اشغال لرد (منظور سبد لباس کثیفا بود)

یک سوتی خودم افرین زدی تو خط (تو خال )

مامان سونیاک : سونیا ببر اینو بگیر زیر دستشویی ( اینو: ته بخارشو اون دستمالست به نظر خودش بهتر می دونه )

واسه همون سونیاک تولد گرفته بودیم یک کادوش خیلی باحال بود یک کادو به طول حدودا ۱۵ و عرض ده سانتی متر حالا هی بار میکنه هی روزنامه است رمیسا نه باز کن واقعا اخرش یک چیری هست

۱۰ قرن بعد سونیا همچنان در حال بازکردن کادو دوازده قرن بعد سونیا مرده روحش همچنان در حال باز کردن کادو ۱۵ قرن بعد روح سونیا هم نابود شد احتمالا تو جهنم یا تو بهشته ولی سونیا هم چنان در حال باز کردن کادو در اخر می رسیم به یک عدد سکه بهار ازادی به مبلغ ۵۰۰ ریال

کادوی منم یک جفت جوراب گرانبها از جوراب کهنه های ستایش در سنه ۵ ماهگی

دیگه ندا هم که زحمت کشیده بود کیک درست کرده بود که در ابتدا با کوکو اشتباه گرفته شد

و اینکه در اخر ما نفهمیدیم وسط این کیک چه جوری بود احساس میکردی داری خمیره خام می خوری

حالا می خوردی یا نمی خوردی خدا میدونه

یک اهنگ که منو سونی ریمکسش کردیم حالا لا لا لای لا لای لا لا لای لای ( دو بار )

یک امشب شبه عشقه همین امشبو داریم چرا قصه ی غم رو واسه فردا نزاریم عزیزان همنه با هم بخونیم

خوب یادم اومد گفتم اینم بخونم دلم واسش تنگیده بود

دیگه سوتی و چرت یادم نمیاد

چرا یادم اومدم

خاله به من شادی تو چرا اینقدر نارنجی شدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منظور چرا لباس نارنجی پوشیدی

از زبان ستایشم یک ۴کلمه حرف بزنم دیگه برم

لاب لاب لاب اینا رو تند پشت سره هم بگین میشه زیون ستایش

یک اهنگ ساختم الان

جغده خوشگله ناناز جغده خوشگله ناناز اینقد نخواب نخواب نخواب

حالا ریپید کنید ایول چی شد اهنگه دیگه چی بگم از زندگی اینو باید به کی بگی فریاد زیدم یادم نمیاد دیگه

اه حوصله سریده از نو وحشتناک گاز رو که گنند زده هیچ به زمینم سرایت کرده زمینم گند زده

دیگه می رم دیگه

فعلا بای بای

نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط شادی |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

borooohaleshooobebar

سونیا (سونیاک)

borooohaleshooobebar

http://borooohaleshooobebar.blogfa.com

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

اصله چرت و پرت

برو حالشو ببر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog