تبليغاتX
برو حالشو ببر
سلام به همه عالم و آدم

راستی حال کردین تو تابستون چه همه آپ کردیم همون طور که قول داده بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولش کن
خوب تابستون نشد آپ کنیم تو پاییز
پاییز نشد زمستون
زمستون نشد بهار
و..... (میتونی تا هرجا دلت میخواد ادامه اش بدی ولی من دیگه حوصله ندارم)

به هر حال
الان دیگه آخرای تابستونه

پس اگه خوب نتونستی از تابستونت لذت ببری الان موقع اش رسیده که
حالشــــــــــــــــــــــــــو ببـــــــــــــــــــــــــری

هر جور دوست داری این آخر تابستونی رفتار کن

چون بعدا حسرت روزهای گذشته رو میخوری


در هر حال آپ ایندفعه با بقیه دفعه ها فرق داره

اینکه چه فرقی داره خودم هم هنوز نمیدونم
ولی در هر حال

بزار اول یک سوتی بنویسم

داداشم:

کف آشپزخونه رو باید کف پوش کرد آخه سرامیک عایق نیست !!!!!!

بعد از 2 دقیقه 2باره دادشم:

آره دیگه اگه سیم برق بیفته رو سرامیک برق میگیرتت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!





خوب دیگه سوتی بسه

حالا دیگه چی بگم

آها

یه چیزه باحال اون روز رفتم تو یه سایتی که کتاب داشت واسه دانلود

بعد یه سری از کتاب های دارن شان رو داشت .منم خیلی دوست داشتم بدونم این کتاب جریانش چیه

هیچی دیگه یک ساعتی نشستم کتاب دانلود کردم

حالا با کلی شوق و ذوق بازش کردم میبینم از رو کتاب اصلی اسکن کردن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اینقدر اعصابم خورد شد!!!!!!!

حیف اون همه وقت
من نـــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــی خـــــــــــــــــــــوام بـــــــــــــــــــــرم مـــــــــــــــــــــدرســـــــــــــــــــــه


ای خدا یک فرم بد رنگی هم داریم به قول ندا انگار فرم آبی و خاکستری رو با هم انداختن تو لباسشویی

تازه مدلشم اینه که فقط یه جیب داره!!!!!!!!

ای خدا


خودم هم حوصله تایپ ندارم


دفعه ی بعد توپ آپ میکنم

بای بای
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
علیکم سلام و احوالات؟! دلم تنگیده بود. از سال پیش ندیده بودمت.

این هوای ورپریده چرا هی گرم تر میشه ؟ انگار خوشش میاد له له زدن این سرخوشان و افسردگان و بدبختان بیچاره و مرفهان بی مرض رو ببینه. ای بی حیا! خجل شو!

تیکه کلامی که در این روزگاران در دهان مبارک بعضی بچه ننه ها ( با خودم بودم بی جنبه!) لق لق میکنه این است و دیگر هیچ...

حوصلم سریده...!!!

ای کوفت و مرضه حوصلم سر رفته! حالا چرا اربده میکشی!؟ خوب ای نوجوان قشنگ و تمیز و گل! ( قشنگ: درونه تابستون بیشتر به قیافه ها رسیدگی می شود. تمیز: به دلیل هوای گرم وسوزان ، زود تر به حمام مشرّف می شوید. گل: بیشتر عرق کرده و به دلیل بوی مطبوع تن ولباس، مجبور به خالی کردن بوی گل یا همان اسپری خودمان می باشید!) حوصلت سریده که به ننه بابا چه! به دوستان وآشنایان و عابران پیاده چه! به آقا پلیسه و بقّال سر کوچه چه! بیخیخی بابا! خوب برو یه کلاس مقوی که هم اشتهات باز شه، هم عقلت تکامل پیدا کنه. که در این دوره زمونه عاقلان بازار دارند و کسی بر منکرش لعنت نمیفرسته تا من نگفتم! مگه نه؟!

مانند ما فیلسوفان قرن 21 برو یه وبلاگ بزن برو حالشو ببر! انرژی اتمیه گران مایه ی درونت را بیخودی روانه ی آب مکن که ساله صرفه جوییست و دوست داران ثواب بدون کباب! ماشالا به خودم، ضرب المثل نطقیدم!

بالاخره یه جوری این تابستون هم هلک هلک می آید و هلک هلک کوله پشتی بر پشت ، مسافره دشت وکمند میشود. پس در مصرف برق صرفه جویی کنید! نه، همون زمان. شایدم تابستون منظورم بود.

چرا هر روز که از عمر گران می گذرد ، زمانها زود تر می گذرد!؟ به جان ننه جونم وقتی خردسال بودم و قاقا لیلی بردهان بودم و عر زنان، تابستون واسه خودش تابستونی بود! والّا به خدا! باور کن!

ولی اکنون... اَمان اَمان!

الهی که تابستون خاتونه جیگر طلا ما را زود ترک نکند...

آمین...
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 9 بعد از ظهر توسط ramisa (sasha) |

سلام علیکم بر همه عالم و آدم

چطورین؟

خوبین؟

خوشین؟

خوش میگذره تابستونی؟؟؟

به به

دوستان به جای ما

چی؟؟؟

من؟؟؟؟

هاهاهاهاهاها

من امسال و سال دیگه باید آرزوی تابستون خوش رو اصلا فراموش کنم

هی بابا

امسال سومم سال دیگه پیش بعد کنکور

چه زود میگذره انگار همین سال پیش بود که داشتم واسه آزمون ورودی به دبیرستان خر میزدم!!!!!! (خواستم با این جمله یه جورایی ثابت کنم زمان اونجوری هم دیگه زود نمیگذره!!!)

در هر حال با همه این مسایل هیچ چیزی مانع آپ کردن این وبلاگ نمیشه

تازه میخوام برم چنتا نویسنده بیارم

نویسنده های قبلی هم میخوان بر گردن

ان شا... کولاک میکنیم امسال!!!!

خوب بزار از موقعی که آپ نکردم بگم

عید شد

تعطیلات عید تموم شد

رفتیم مدرسه

امتحان های میان ترم

امتحان های ترم 2 شروع شد

امتحان های ترم 2 تموم شد

علاف بودیم

کارنامه گرفتیم

هنوز هیچی نشده کلاس های مدرسه شروع شد

هنوز کلاس های مدرسه شروع نشده سیل جزوه و پلی کپی و ... به سمت دانش آموزان هجوم آورد

هنوز اطلاعاتی در مورد سیل و تعداد قربانیان و زخمی شدگان آن در دست نیست!!!!!!!

الان منتظر چی هستی؟؟؟؟

خب دیگه تا الان همین قدر اتفاقات افتاده

حالا چنتا "چیز" بگم برین حالشو ببرین!!!!!

اونروز قرار بود یکی بیاد دم در خونمون بعد مامانم دستش بند بود میگه :" سونی چشم به زنگ باش"

(منظورشون همون اصطلاح گوش به زنگ بود که با مدرنیته شدن جامعه به چشم به زنگ تغییر کرده )

(حتما 2 روز دیگه هم میگن گوش به راه باش!!!!)

پیام آموزنده:

رفیق بی کلک مادر!!!


سره یه موضوعی با دادشم بحث شد

داداشم: به جان خودم!!!

من: واقعا؟؟؟ به جون خودت قسم بخور!!

(بچه چند بار قسم بخوه به جونش؟!؟!؟!!!؟)

بسه دیگه الان کلاس دارم بعدا ان شا.. بازم در خدمتتون هستیم!!!

BYE...BYE

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 6 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |

سلام بر دوست و آشنا غریبه و ...



سلام

(سلام سلامتی میاره زیاد بگین!!!!)

در هر حال

2باره میخوایم این وبلاگ رو آپ کنیم



اگه تو این مدت هم آپ نکردیم دلیلش این بود که گرفتاره درس و مشق بودیم



ولی حالا که اومدیم  آپ کنیم

پس منتظر باشید!!!!!





بای

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |

سلام

خوبين؟؟؟

چه خبرا؟؟؟

امتحانا رو خوب رو دادين؟

ديگه چه خبرا؟

من که اصلا خوب ندادم

يعني در اصل خوب دادم ولي 3 تا درس رو خراب کردم

ولي براي اولين بار رياضيم رو نسبتا خوب شدم

حالا هرچي

کلي سوتي دارم واسه گفتن بريم سره سوتي ها که کولاکه:::::



داشتيم با سارا حرف ميزديم و چيپس ميخورديم خواستم اذيتش کنم گفتم:

اين چيپسه تاريخهانقضاش 2 سال پس از مصرفه!!!!!!!!

(مثلا قرار بود الان من اذيتش کنم)





-طرفداره کدوم تيمي؟

-پريان: بالاک(منظورش همون آلمان بود)



من: ديوونه

پري: جانم




من و پري:مدرسه کف تهديگ خورده

منظور:مدرسه کفگيرش به ته ديگ خورده



من: پري واسه تولدت چي ميخواي بگيري؟؟؟



من:کشورهاي خارج از کشور!!!!!



شادي: غرب مشهد ميره افغانستان



ندا به پري ميگه:واسه تولدت چي بگيرم؟

پري:مگه تولد من کيه؟؟



پريان:سرکار آقاي وردکار!!!!!!!!!!!!!!!!



پري: راضي اسمه پسره!هاهاهاهاها!!!

من: آره ديگه مثلا زکريا "رازي"



معلم:آبادي ميشه شهر، به چه شرطي؟؟

پري :به شرط چاقو!!!!!



پري:من از نهايت شب حرف ميزنم

من از نهايت تاريکي

ميگم "آخ گشنمه"

(بچه خجالت نميکشه در ملا عام شعر تحريف ميکنه)



پري:کفمون افتاد

(منظور:فکمون افتاد)



من:پري پاتر!!!!!!!!



پري:من در آينده ميخوام بزرگ شم!!!!



من: از اين زنگ ها شنيدي که صداي جيک جيکه خروس ميده!!!



من:عزيزم اگر خوابه حبيبم رو ميخوام!!!!




خوب دیگه واسه امروز بسه


تا بعد


BYE...BYE

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام سلام سلام سلام

چطورین خوش میگذره با مدرسه؟؟؟

ما که خیلی بهمون خوش میگذره شما چطور؟؟؟؟؟
نگاه کن چند وقته آپ نکردم
هووووووووووووووو
کفهات رو جمع کن وبلاگ رو کثیف کردی الان بقیه میاین سر میخورن


یه چیزه جالب رو من دیروز دقت کردم و اون اینه که هرچی وسیله ی الکتونیکی به دسته من میافته میسوزونمش

برای مثال تاحالا 2 بار سشوار رو سوزوندم

باره اول یهو دود کرد و خاموش شد------- باره دوم سیمش جرقه زد و ذوب شد


فن کامپیوتر در حالی که داشتم باهاش کار میکردم سوخت سیمهاش


2 شاخ تلفن رو زدم تو پریز برق


موبایلم چراغ مانیتورش رو داغون کردم


یعنی الان موبایلم باید حدس بزنی و باهاش کار کنی و البته تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه که آهنگ گوش کنی


فعلا چیزه دیگه ای یادم نمیاد
حالا بریم سراغه چنتا سوتیه دبش






پریان میاد زیره امضاش اسمش رو بنویسه مینویسه

Johnny Depp!!!!!!!!!!!!!!!!!!



خانم محبی داشت با موبایل صحبت میکرد
پریان:سلام برسونین
بعدا کاشف به عمل اومد که داشته با پسرش صحبت میکرده



پریان:من فهمیدم چرا Johnny Depp غرق شد!!!
منظور : Titanic!!!!




خوب دیگه الان دفتره سوتی همرام نیست بقیه سوتی ها باشه واسه بعا







BYE...BYE


 
نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

borooohaleshooobebar

سونیا (سونیاک)

borooohaleshooobebar

http://borooohaleshooobebar.blogfa.com

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

سلام
این وبلاگ متعلق به 3 تا بچه ی یکم خله
که هرچی بخوان مینویسن
از سوتی مدرسه گرفته تا موضوعات عرفانی (که خدا رو شکر هنوز در اون مورد حرف نزدن)
امیدوارن (اون 3 تا) که تویه خواننده خوشت بیاد از وبلاگشون


مرسی از خوندن

برو حالشو ببر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog