تبليغاتX
برو حالشو ببر

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد.......
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد..........
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"..........
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره..........
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش........ پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون........
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته...
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه........
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده.........
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا.....
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه...........
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند......
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد...........
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد.................
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد................
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند......
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود........
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند............
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود...........
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند..............
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري).....
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند..............
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد.........
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند...........
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد....
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند......
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد.......
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد........... ...
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد......
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند....... يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد.................
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند........
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.............
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد............
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند.........

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد.........
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند...
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد......
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند.........
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . .

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |

سلام

خوب چطورین خوبین ؟خوش میگذره؟عید گذشته مبارک! چی کارا کردین؟

خوب همون طور که مطلب قبل از من رو میبینین شادی جونم  و البته نوسنده ی جدید وبلاگ نوشته

خوب و اینکه امیدوترم که شادی بهتر از رمیس باشه و تند تند آپ کنه

حالا این شادی چند تا مشکل تو کارش داره

شادی جون خوب اینا رو  بخون و تو ذهنت بسپر

اول اینکه خطت رو بزگتر کن چشام در اومد متنت رو  خوندم   واینکه وقتی میخوای جواب نظر ها رو بدی اسمت رو بنویس و بعد یک دو نقطه بذار بعد جواب بده

ولی مشکل دیگه ای نداشتی امیدوارم که خوب بتونیم در کنار هم کار کنیم

خوب میخوام خاطره بگم چون فعلا سوتی به نظرم نمیرسه

خاطره ماله اوایل سال تحصیلیه ۸۶-۸۷ است

زنگ تفریح خورده بود و از اونجایی که خوب اوایل سال بود و درس و مشقی نداشتیم خوب رفتیم بیرون تو حیاط داشتیم تغذیه میکردیم  (عجب تغذیه ای) که دیدیم معلم فیزیک پیش ها اومد تو حیاط و پشت سرش هم یه گله از دانش آموزاش و دم هاش بودن که داشتن باهاش حرف میزدن ما هم داشتیم اینا رو تماشا میکردیم

بعد که این آقا صحبت هاش تموم شد و از در بیرون رفت یهو یه سرس از دم هاش جیغ زدن گفتن:

 امروز تولدشه

بعد هم دویدن دنبالش که بهش تولدش رو تبریک بگن

من و ساشا رو میگی از خنده داشتیم غش میکردیم اینقد خندیدیم که خدا میدونه وامروز هم بیاد اون روز ها این خاطره رو نوشتم که بعد ها که یادم رفت واسم تجدید شه 

 

 

  BYE...BYE

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُسلام    

خوب دیگه ورودمو تبریک بگین زود تند سریع جریان از این قراره من حوصله ام سر رفته بود هی زارت زرت دپرشن می گرفتم تصمیم بر این بود که یک وب بزنم در مواقع دپرشن چرت بزنم خلاصه این تصمیماتو داشتیم که ییهو

چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگو خوب چی شد

بگو صدات نیومد اها اه یک ذره بلند تر خوب خوبه

هیچی جونم براتون بگه که از رو خریت اومدم این موضوع را با دوشیزه سونیاک در میان گذاشتیم

در نتیجه دوشیزه از کنتس شادی که منم

دعوت به عمل اوردن که تشریف بیاریم تو وبشون قدم رنجه کنم و اینجا چرت بنویسم .

حالا قصه ی ما به سر رسید کلاغه قبل از این که ماقصه رو شروع کنیم به خونه رسید با بچه ها داشتن گوش می دادن

خوب حالا صمیمانه کادو ها و پیغام های تبریک واسه ورودم رو شاید قبول کنم شایدم نکنم

بسه دیگه فعلای بای بای  اصلا من برای چی باید خدافظی کنم  نمی خوام

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط شادی |


 
یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد )
 یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
 یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب تو سينما دست تو شلوار دوست پسرش نميكنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
 یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
 یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
 یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو اونقدر تو خرج نمی ندازه
 یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش ننه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی WC نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه) اين مورد رو من به عينه ديدم
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
 یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
 یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
 یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازي( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه
 یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
 یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو! (
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه
 یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن
 یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از دوستاش قرض نمی کنه
 یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام به همه امیدوارم که حاله همتون خوب باشه

خوب این دفعه نیومدم که خاطره یا سوتی تعریف کنم البته هم خاطره و هم سوتی واسه گفتن دارم ولی اصلا حال و حوصله اینکه بخوام بشینم تعریف کنم نیست

واقعا حوصله ندارم پس اومدم که آپ کنم ولی میخوام چرت و پرت بگم

میخوام یکم خالی شم میتونی بخونی میتونی نخونی تصمیم با خودته من مجبورت نمیکنم کاری رو که دوست نداری انجام بدی

تاحالا شده کسی مجبورت کنه کاری رو که دوست نداری انجام بدی؟؟  وحشناکه یعنی غیر قابل تحمل اصلا دوست ندارم که اینجوری بشه

تاحالا شده که دوست داشت باشی که یک کاری رو انجام بدی ولی اصلا حالش نباشه؟؟

تا حالا شده که واقعا به کمک احتیاج داشته باشی و هیشکی کمکت نکنه؟؟

تا حالا شده که بخوای یه چیزه مهم رو بگی ولی کلمات یهو غیب بشن و تو بمونی با یه دنیا حرف نگفته؟؟

تاحالا شده که بخوای خودت رو خالی کنی وهرچی بیشتر سعی میکنی حالت بدتر میشه؟؟

تاحالا شده فکر کنی که حتی یک دویت واقعی نداری و همه تو رو به خاطر چیزی میخوان که نمیخوای باشی؟؟

تا حالا شده که حالت از خودت از کارات از ریختت از همه چیت بدت بیاد؟؟

تاحالا شده که اینقدر از خودت بیزار شده باشی که وقتی خودت رو میبینی به صورتت تف بندازی؟؟ تاحالا شده که بخوای و واقعا تلاش کنی که چیزی باشی که بقیه میخوان ولی هرچی سعی میکنی نمیتونی و بخاطرش مورد تمسخر قرار بگیری؟؟

تاحالا شده که دلت بگیره و تنها کسی که فکر میکنی میتونه حالت رو خوب کنه بهت پشت کنه؟؟ تاحالا شده که به خاطر اینکه میخوای خودت باشی اذیتت کنن؟؟

تاحالا شده که در دنیای بدون زمان گم شده باشی؟؟

فکر کنم دیگه بسه

خوب اگه خوندی که خوندی گرم نخوندی نخوندی من نمیخوام هیچ کس رو مجبور به کاری کنم همه چیز بید دلبخواهی اتجام بگیره!!

 

BYE...BYE

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

borooohaleshooobebar

سونیا (سونیاک)

borooohaleshooobebar

http://borooohaleshooobebar.blogfa.com

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

سلام
این وبلاگ متعلق به 3 تا بچه ی یکم خله
که هرچی بخوان مینویسن
از سوتی مدرسه گرفته تا موضوعات عرفانی (که خدا رو شکر هنوز در اون مورد حرف نزدن)
امیدوارن (اون 3 تا) که تویه خواننده خوشت بیاد از وبلاگشون


مرسی از خوندن

برو حالشو ببر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog