این هوای ورپریده چرا هی گرم تر میشه ؟ انگار خوشش میاد له له زدن این سرخوشان و افسردگان و بدبختان بیچاره و مرفهان بی مرض رو ببینه. ای بی حیا! خجل شو!
تیکه کلامی که در این روزگاران در دهان مبارک بعضی بچه ننه ها ( با خودم بودم بی جنبه!) لق لق میکنه این است و دیگر هیچ...
حوصلم سریده...!!!
ای کوفت و مرضه حوصلم سر رفته! حالا چرا اربده میکشی!؟ خوب ای نوجوان قشنگ و تمیز و گل! ( قشنگ: درونه تابستون بیشتر به قیافه ها رسیدگی می شود. تمیز: به دلیل هوای گرم وسوزان ، زود تر به حمام مشرّف می شوید. گل: بیشتر عرق کرده و به دلیل بوی مطبوع تن ولباس، مجبور به خالی کردن بوی گل یا همان اسپری خودمان می باشید!) حوصلت سریده که به ننه بابا چه! به دوستان وآشنایان و عابران پیاده چه! به آقا پلیسه و بقّال سر کوچه چه! بیخیخی بابا! خوب برو یه کلاس مقوی که هم اشتهات باز شه، هم عقلت تکامل پیدا کنه. که در این دوره زمونه عاقلان بازار دارند و کسی بر منکرش لعنت نمیفرسته تا من نگفتم! مگه نه؟!
مانند ما فیلسوفان قرن 21 برو یه وبلاگ بزن برو حالشو ببر! انرژی اتمیه گران مایه ی درونت را بیخودی روانه ی آب مکن که ساله صرفه جوییست و دوست داران ثواب بدون کباب! ماشالا به خودم، ضرب المثل نطقیدم!
بالاخره یه جوری این تابستون هم هلک هلک می آید و هلک هلک کوله پشتی بر پشت ، مسافره دشت وکمند میشود. پس در مصرف برق صرفه جویی کنید! نه، همون زمان. شایدم تابستون منظورم بود.
چرا هر روز که از عمر گران می گذرد ، زمانها زود تر می گذرد!؟ به جان ننه جونم وقتی خردسال بودم و قاقا لیلی بردهان بودم و عر زنان، تابستون واسه خودش تابستونی بود! والّا به خدا! باور کن!
ولی اکنون... اَمان اَمان!
الهی که تابستون خاتونه جیگر طلا ما را زود ترک نکند...
آمین...
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 9 بعد از ظهر توسط ramisa (sasha)
|


