ای بابا! ای بابا! این سونیا هم که چپ چپ یا راست راست که میره هی میگه می خوام، می خوام! اونم از چه نوع های خوبی! بچه خماره. تو کف دو انسان مونده همش میگه می خوام، می خوام!
دارم امتهان می دم، به دستم می زنه فکر می کنم تقلب می خواد، به سختی میگم چیه؟ میگه شین می خوام! ای خدا! رو اعصاب تک چرخ می زنه! داره از دست می ره!عاشقیه دیگه، کاریش نمی شه کرد. یکی نیست به این فسقل بگه تو رو چی به عاشق شدن!
زنگ ریاضی تو بحححححر درسم، دارم غرق می شم که از این زندگیه ....... خلاص بشم و بمیرم، باز میاد منو نجات می ده میگه میخوام. منم جوابی که بهش همیشه می دم اینه( ماله تو!) اصلا به من چه. برو حالشو ببر!
نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ramisa (sasha)
|

