تبليغاتX
برو حالشو ببر
ای بابا مثلا اومدم سوتی بنویسم همه یادم رفت خوب چه میشه کرد

حافظه ی طولانی مدت دیگه

خوب حالابگذریم یک ذره چرت می گم تا یادم بی یاد خوبین خوشین خوش می گذره اه بدبختی سه شنبه مدرسه

اخ جون مدرسه هورا

دیگه بگم که اره دیگه تصمیم بر این شد اسکواش ادامه ژیدا کنه از اون جایی که قراره ما بریم تو مدرسه ادم ژیدا کنیم واسه اینکه بیان اسکواش و ما بریم تبلیغ خوب بلند شین بیاین اسکواش اصلا چه معنی داره نمیاین اسکواش

خوب من تبلیغم رو کردم

دیگه فکر کنم یک چند تایی سوتی یادم اومد

خودم :

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ببین پاراالمپیکا چه قد المپیک اوردن دمشون گرم (منظور مداله)

مامانم : شادی برو این لباس رو بنداز تو سطل اشغال ( لباسه نو بود )

من : چی بندازم تو سطل اشغال لرد (منظور سبد لباس کثیفا بود)

یک سوتی خودم افرین زدی تو خط (تو خال )

مامان سونیاک : سونیا ببر اینو بگیر زیر دستشویی ( اینو: ته بخارشو اون دستمالست به نظر خودش بهتر می دونه )

واسه همون سونیاک تولد گرفته بودیم یک کادوش خیلی باحال بود یک کادو به طول حدودا ۱۵ و عرض ده سانتی متر حالا هی بار میکنه هی روزنامه است رمیسا نه باز کن واقعا اخرش یک چیری هست

۱۰ قرن بعد سونیا همچنان در حال بازکردن کادو دوازده قرن بعد سونیا مرده روحش همچنان در حال باز کردن کادو ۱۵ قرن بعد روح سونیا هم نابود شد احتمالا تو جهنم یا تو بهشته ولی سونیا هم چنان در حال باز کردن کادو در اخر می رسیم به یک عدد سکه بهار ازادی به مبلغ ۵۰۰ ریال

کادوی منم یک جفت جوراب گرانبها از جوراب کهنه های ستایش در سنه ۵ ماهگی

دیگه ندا هم که زحمت کشیده بود کیک درست کرده بود که در ابتدا با کوکو اشتباه گرفته شد

و اینکه در اخر ما نفهمیدیم وسط این کیک چه جوری بود احساس میکردی داری خمیره خام می خوری

حالا می خوردی یا نمی خوردی خدا میدونه

یک اهنگ که منو سونی ریمکسش کردیم حالا لا لا لای لا لای لا لا لای لای ( دو بار )

یک امشب شبه عشقه همین امشبو داریم چرا قصه ی غم رو واسه فردا نزاریم عزیزان همنه با هم بخونیم

خوب یادم اومد گفتم اینم بخونم دلم واسش تنگیده بود

دیگه سوتی و چرت یادم نمیاد

چرا یادم اومدم

خاله به من شادی تو چرا اینقدر نارنجی شدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منظور چرا لباس نارنجی پوشیدی

از زبان ستایشم یک ۴کلمه حرف بزنم دیگه برم

لاب لاب لاب اینا رو تند پشت سره هم بگین میشه زیون ستایش

یک اهنگ ساختم الان

جغده خوشگله ناناز جغده خوشگله ناناز اینقد نخواب نخواب نخواب

حالا ریپید کنید ایول چی شد اهنگه دیگه چی بگم از زندگی اینو باید به کی بگی فریاد زیدم یادم نمیاد دیگه

اه حوصله سریده از نو وحشتناک گاز رو که گنند زده هیچ به زمینم سرایت کرده زمینم گند زده

دیگه می رم دیگه

فعلا بای بای

نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط شادی |
سلام سلام همگی سلام

بازم سلام همگی سلام

ای بابا روزگار بد شده من دائما دپرشنم ای زندگی کجایی که یادت بخیر  دقت داشته باشین همه ی

دپرشن ها از نوع بی دلیل هم هستند دقت کردید نکردید نچ نچ نچ ولی نه جدیدا دقت کردم دیدم دلیل

داره ولی دلیلش بی خوده برای همین می شه بی دلیل . اره دیگه عجب دنیایی یه گوشه اش جای گریه

اس یک گوشش جای خندس عجب دنیایی ( شنیدی نششنیدی؟؟؟؟ خوب حالا شنیدی)

دیگه چی بگم خاطره بگم سوتی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ضایع شدگی بگم ؟؟؟؟؟؟

تا حالا سعی کردین خالتونو سر کار بزارین بد در عرض کمتر از سه سوت بفهمه شما هستین این حالت دیشب واسم افتاد ضایگی وحشتناک

تا حالا شده شب تو تخت هی غلط بزنی هی خوابت نبره هی به خودت غر بزنی  به در دیوار فش بدی

اینم دیشب افتاد   بعدش حالا ساعتای ۳ می خوابی یک دفعه گوشیت زنگ می زنه در این مورد  چه می کنی؟

رفتین واسه کتاب درسی مراجعه کنید بعد بگن برو گمشو بیرون کتاب نداریم

باید ثبت نام می کردی

یا اینکه بری تو مغازه با ۶ تومن پول بد یک عالم خرید کنی البته مقدار کمی که پول زیاد نشه چون ۶ تومن داشتی  بعد از تورم یک دونه دفتر باشه ۵ هزار تومن کل حسابت بشه ۱۰ تومن و تو ۴ تومن کم داری چه غلطی می کنی

هیچی خجل می شی می گی واستا برم ننه بابام رو پیدا کنم یک قرون پول بگیرم بیام

تا حالا شده  یکی رو سر کار بزاری حالا سونیا هم باشه مورد نداره بعد دایورت کنه رو یک خط دیگه حالت رو بگیره باز باید بری خدا رو شکر کنی رو خط افراد دیگری دایورت نکرده و رو خط اشتباه است دایورت شده ولی بازم حال گیری

این چه طور تا حالا رفتین واسه خودتون اسنکیرز بخرین ( جزو عجایب چون من از شکلات و شیرینی بدم میاد ولی این یکی رو خوشم اومده)  بعد همش  رو خواهر یک سالتون در عرض ۵ مین بخوره

خیلی عرعر داره

یا اینکه بری تو لباش فروشی خواهر جون لباسای فروشند رو بکشه بدو بدو بره بیرون از مغازه بدو گ

خیلی ضایع می باشد اینقد خجل می شی

یا اینکه تو ماشین بشینی وازت به عنوان نردبون استفاده کنه و بره بالا

حالا تصور کنید دپرشن دلیل دار از نوع به شدت وخیم دارین بعد حالتونم هی بگیرن 

عجب دنیایی میشه فکر کنم سونیاک یک اپ تو این مایه ها داشته خوب من چی کار کنم من حاله اینجوری داشتم

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط شادی |
ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُسلام    

خوب دیگه ورودمو تبریک بگین زود تند سریع جریان از این قراره من حوصله ام سر رفته بود هی زارت زرت دپرشن می گرفتم تصمیم بر این بود که یک وب بزنم در مواقع دپرشن چرت بزنم خلاصه این تصمیماتو داشتیم که ییهو

چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگو خوب چی شد

بگو صدات نیومد اها اه یک ذره بلند تر خوب خوبه

هیچی جونم براتون بگه که از رو خریت اومدم این موضوع را با دوشیزه سونیاک در میان گذاشتیم

در نتیجه دوشیزه از کنتس شادی که منم

دعوت به عمل اوردن که تشریف بیاریم تو وبشون قدم رنجه کنم و اینجا چرت بنویسم .

حالا قصه ی ما به سر رسید کلاغه قبل از این که ماقصه رو شروع کنیم به خونه رسید با بچه ها داشتن گوش می دادن

خوب حالا صمیمانه کادو ها و پیغام های تبریک واسه ورودم رو شاید قبول کنم شایدم نکنم

بسه دیگه فعلای بای بای  اصلا من برای چی باید خدافظی کنم  نمی خوام

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط شادی |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

borooohaleshooobebar

سونیا (سونیاک)

borooohaleshooobebar

http://borooohaleshooobebar.blogfa.com

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

سلام
این وبلاگ متعلق به 3 تا بچه ی یکم خله
که هرچی بخوان مینویسن
از سوتی مدرسه گرفته تا موضوعات عرفانی (که خدا رو شکر هنوز در اون مورد حرف نزدن)
امیدوارن (اون 3 تا) که تویه خواننده خوشت بیاد از وبلاگشون


مرسی از خوندن

برو حالشو ببر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog