تبليغاتX
برو حالشو ببر

سلام

خوبين؟؟؟

چه خبرا؟؟؟

امتحانا رو خوب رو دادين؟

ديگه چه خبرا؟

من که اصلا خوب ندادم

يعني در اصل خوب دادم ولي 3 تا درس رو خراب کردم

ولي براي اولين بار رياضيم رو نسبتا خوب شدم

حالا هرچي

کلي سوتي دارم واسه گفتن بريم سره سوتي ها که کولاکه:::::



داشتيم با سارا حرف ميزديم و چيپس ميخورديم خواستم اذيتش کنم گفتم:

اين چيپسه تاريخهانقضاش 2 سال پس از مصرفه!!!!!!!!

(مثلا قرار بود الان من اذيتش کنم)





-طرفداره کدوم تيمي؟

-پريان: بالاک(منظورش همون آلمان بود)



من: ديوونه

پري: جانم




من و پري:مدرسه کف تهديگ خورده

منظور:مدرسه کفگيرش به ته ديگ خورده



من: پري واسه تولدت چي ميخواي بگيري؟؟؟



من:کشورهاي خارج از کشور!!!!!



شادي: غرب مشهد ميره افغانستان



ندا به پري ميگه:واسه تولدت چي بگيرم؟

پري:مگه تولد من کيه؟؟



پريان:سرکار آقاي وردکار!!!!!!!!!!!!!!!!



پري: راضي اسمه پسره!هاهاهاهاها!!!

من: آره ديگه مثلا زکريا "رازي"



معلم:آبادي ميشه شهر، به چه شرطي؟؟

پري :به شرط چاقو!!!!!



پري:من از نهايت شب حرف ميزنم

من از نهايت تاريکي

ميگم "آخ گشنمه"

(بچه خجالت نميکشه در ملا عام شعر تحريف ميکنه)



پري:کفمون افتاد

(منظور:فکمون افتاد)



من:پري پاتر!!!!!!!!



پري:من در آينده ميخوام بزرگ شم!!!!



من: از اين زنگ ها شنيدي که صداي جيک جيکه خروس ميده!!!



من:عزيزم اگر خوابه حبيبم رو ميخوام!!!!




خوب دیگه واسه امروز بسه


تا بعد


BYE...BYE

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام سلام سلام سلام

چطورین خوش میگذره با مدرسه؟؟؟

ما که خیلی بهمون خوش میگذره شما چطور؟؟؟؟؟
نگاه کن چند وقته آپ نکردم
هووووووووووووووو
کفهات رو جمع کن وبلاگ رو کثیف کردی الان بقیه میاین سر میخورن


یه چیزه جالب رو من دیروز دقت کردم و اون اینه که هرچی وسیله ی الکتونیکی به دسته من میافته میسوزونمش

برای مثال تاحالا 2 بار سشوار رو سوزوندم

باره اول یهو دود کرد و خاموش شد------- باره دوم سیمش جرقه زد و ذوب شد


فن کامپیوتر در حالی که داشتم باهاش کار میکردم سوخت سیمهاش


2 شاخ تلفن رو زدم تو پریز برق


موبایلم چراغ مانیتورش رو داغون کردم


یعنی الان موبایلم باید حدس بزنی و باهاش کار کنی و البته تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه که آهنگ گوش کنی


فعلا چیزه دیگه ای یادم نمیاد
حالا بریم سراغه چنتا سوتیه دبش






پریان میاد زیره امضاش اسمش رو بنویسه مینویسه

Johnny Depp!!!!!!!!!!!!!!!!!!



خانم محبی داشت با موبایل صحبت میکرد
پریان:سلام برسونین
بعدا کاشف به عمل اومد که داشته با پسرش صحبت میکرده



پریان:من فهمیدم چرا Johnny Depp غرق شد!!!
منظور : Titanic!!!!




خوب دیگه الان دفتره سوتی همرام نیست بقیه سوتی ها باشه واسه بعا







BYE...BYE


 
نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام خوبین خوشین سلامتین؟؟؟

چقدر مدرسه مزخرفه البته به غیر از زنگه تفریح و زنگ شیمی!!!

یه عالمه سوتی گرفتیم

پس وقت تلف نمیکنم میرم سراغ سوتیا!!!




معلم شیمی:

مثلا در زندگی روزمره مون ، کرم شبتاب!!!!!

این جزوم سوال المپیاد رو داره ،تازه، سوال های المپیاد رو هم داره
(معلمه ریپ میزنه)



زرافه چشم عسلی:

جنگ دریاها (منظور :جنگ ستارگان)!!!!

یکی میزنه تو چشمه ای زرافه مون بعد میگه آخ دلم
بعد مبره واسه نلدا تعریف میکنه میگه آخ زانوم!!!!
معلوم نیست بلاخره کجاش!!!!

زرافه:

یه شب نهار بریم بیرون!!!!




معلم زبان فارسی:

close هاتون رو ببندین(منظور:کتاب هاتون رو ببندین)




من:

پری تو 2 وجب قد داری (!!!!!) و 6 قد دماغ!!!!

من:

کفش "پانشه" بلند




نلدا:

ADSL مون محدوده از 7 شب تا 7 بعد از ظهر

(منظور: 7 صبح تا 7 شب)


خوب دیگه بسه

BYE...BYE

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام بر دوستان و آشنایان و اقوام و همونی که میاد میره نظر نمیذاره

کلا

سلام بر همه

آخی نازی

چیه مدرسه ها شروع شده دپرشن گرفتی؟؟

اشکال نداره ۹ ماه که بیشتر نیست

همین که به مدت ۹ ماه پلک بهم بزنی میبینی که تموم شده

حالا میتونی از همین الان شروع کنی به پلک زدن

اگرم نخواستی به من چه

خوددانی

دیگه چه خبر؟؟؟

خوب بذارین براتون از مدرسه مون بگم

من دیگه با ساشا تو یه کلاس نیستم(ساشا یا همون رمیسا)

با شادی هم نیستم

دپرشن

دپرشن

دپرشن

خوب دیگه اینکه به مدت یه هفته مامان بابام نبودم

من بودم و داداشم و مامان بزرگم

اینقدر خوش گذست که خدا میدونه

ولی الان اومدن

دپرشن

دپرشن

دپرشن

مدرسه ها مثله همیشه مزخرف

اگه به شوق دیدار معلم زبان قبلیمون و ساشا نبود اصلا نمیرفتم

البته اگه دست زور پدر و مادر هم نبود نمیرفتنم

یه سووال کسایی که رشتشون ریاضیه و داری الان به اینجا سر میزنین

ریاضی سخته؟؟؟

تحربی آسون تره یا ریاضی؟؟؟

در هر حال یه معلم فیزیک داریم عینه ماست کم چربی شل و ول

یعنی به روح معلم فیزیکه پارسالم دعا کردم

سره کلاسش هی خوابم میبره

یه معلم ریاضی داریم

بهتره ازش چیزی نگم

یه معلم شیمی داریم

اگه به مرز جنون کشیده نشم خوبه

اها الان من ۳ تا سوتی واسه گفتن دارم

۱- دادشم از خودش داشت شکلک در میاورد بعد منم یه اسپری فیکساتیو(فیکس کننده) برداشتم بعد بهش میگم:

الان بهت پرسپکتیو میزنم همینجوری بمونی!!!!!!!!!!!!

منظورم همون فیکساتیو بود

۲- پریان با چنگال میزنه به گردن رمیس بعد رمیسا با جیغ میگه:

آخ دلم!!!!!

۳- داشتیم سووال حل میکردیم سره کلاس ریاضی بعد راه حلم با پای تخته فرق داشت بعد گفتم:

این این فرقش با ماله من حل داره!!!

منظور: این حلش با ماله من فرق داره

خوب دیگه با بای

نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 5 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |

سلام بر همه خوبین؟؟

چه کارا میکردین تو مدتی که نبودم؟؟

خوب لازم نیست جواب بدین

خودم میدونم

جوابتون اینه: همه کار. یوهاهاها!!!

خوب حالا بسه دیگه

من تو این مدت کار خاصی نکردم فقط به مدت 48 ساعت رفتم خونه خالم تلپ شدم واینکه دیگه یه سری سوتی گرفتم




میخواستم به دختر خالم بگم بو چراغ رو خامش کن

گفتم :چراغ رو ببند!!!!



دخترخالم:پتو نصفه است 

منظورش این بود که پتو نازکه



نصفه شب دستگیره در رو از جا در آوردم!!!



پسر دخترخالم میره از بنا هاشون بپرسه کی آب وصل میشه

میگه: کارگر! آب کی وصل میشه؟

بعد هم که ازش میپرسیم چی جواب داد میگه :هاااا؟؟؟نمیدونم



تبلیغ رو اوتوبوس واسه سن ایچ::: تیکه های پرتغاله که سن ایچ میشه میریزه(بر گرفته از آهنگ گوگوش که میگه تیکه های قلب منه که بارون میشه میریزه)



خالم خواستن به من بگم که با دختر خالم برم بیرون

ولی گفتن:شما دو تب با زهرا برین بیرون!!!

مگه من چند نفرم؟!؟!؟!؟!؟!!؟



دخترخاله هام داشتن پیاده میومدن خونه ما بعد داشتن تو یه خیابونه یک طرفه میپیچیدن که زهرا میگه:

نه اینجا یه طرفه است باید از خیابونه بعدی بریم!!



دخترخالم(زهرا) داشت در مورد یه خواننده ای حرف میزد(یادم نمیاد کی) گفت:جدیدا زرشک طلایی رو برده

منظور:تمشکه طلایی




خوب بسه دیگه

جبران یه مدت نبودنم رو کردم

 

  BYE...BYE

نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |
سلام

دلم واسه همه تنگ شده بود
خیلی وقت بود که میخواستم آپ کنم ولی راستش حالش نبود
آخه اینترنته پرسرعتمون(خواستم بگم ADSL داشتمیم)تموم شده و با این اینترنت هایه عادی واقعا اعصابت بهم مییریزه آخه سرعتا فضایی یعنی یه صفحه رو میخوای باز کنی 100 سال پیر میشی الان منم دیگه مثله اون موقع ها نیستم

حالا هرچی

میرم سراغه آپه امروز که قراره حسابی پر بار باشه(منظورم بر عکسش است)


سوتی:


قبل از امتحان ادبیات با بروبچ داشتیم تو حیاط درس ها رو مرور میکردیم (که بیشتر به جایه این کار جک و خاطره تعریف می کردیم)
داشتیم میگفتیم
که بد یهو ستایش پرسید:بچه ها جایزه نوبله ادبیات رو کی برد؟
پریا:گاندی(من این شکلی بودم:)



بعد از امتحانه یادم نیست چی داشتیم در مورده فیلم بحث می کردیم

به گفت و گو زیر توجه فرمایید

من: من از پول تو فیلمهshe is the man خیلی خوشم میاد
ستایش:ایول خیلی باحاله
هستی: پول کیه؟
من :آرایش گره تو فیلمه she is the man
هستی:خوب من این فیلم رو ندارم
من: اسمش جاناتان نمیدونم چی چی هست
ندا:تو فیلمهholiday هم بازی میکنه
هستی :خوب من این فیلم روهم ندیدم
من: تو فیلمه holiday که جود لا بازی میکنه
ندا:خوب پسره همون جود لا هست دیگه

ای خدا الان گفتم اسمش جاناتان هست


امروز کانال یک فیلمه به نام پدر رو گذاشته بود
بعد مامانم اومدن پایه تلویزیون میگن:اااا این همون "میم" مثله پدر هست؟؟؟






خوب دیگه بسسه واسه اولین بار بعد از این همه مدت

به امید خدا سعی میکنم زود به زود آپ کنم

آها و چیزه دیگه
من و رمیس تصمیم گرفتیم که درهر آپ یه سووال ازتون بپرسیم که در نظرات میتونیدجواب بدید و مارو از عالم جهل در بیارید

سووال این آپ:

چرا دستماله داداش کایکو تو جیبه تسوکه بود؟؟؟؟؟


و یه مطلب مهم دیگه از این به بعد وقتی آپ میکنیم خبر نمیدیم تا با مرام هاش رو پیدا کنیم!!!!!!


کاری باری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



BYE...BYE

آها یه مطلبه مهم دیگه
از این به بعد جوابه نظراتتون رو همون پایین میدم


 
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط سونیا (سونیاک) |

سر زنگ ریاضی بود. معلم داشت درس می پرسید. ما هم مثل همیشه رو ویبره بودیم (بندری می رفتیم) و زیر لب ورد و جادو می خواندیم که اسم هر کی باشه، اسم من نباشه. یکی از بچه ها فامیلش رضا پور بود. معلم می خواست صداش کنه که درس جواب بده، گفت: رضا زاده! مارو بگو کلاس رو ترکوندیم! هر می زدیم و قهقه! بعد بهش گفتیم از کی تا حالا رضا پور، رضا زاده شده؟!

گفت: ااا...نه ، ببخشید، حالا مگه بده ادم بوکسور باشه؟! منفجر شدیم! حالا مگه تمومش میکردیم؟!! بهش گفتیم: حالا چی میشه فوتبالیست باشه؟ هممون داشتیم رضازاده رو تو رینگ بوکس و تو زمین فوتبال تصور میکردیم. واقعا به هم می یان! حالا جالبیشم اینه که خودشم میگه: ااا، میخواستم درستش کنم بدتر شد!
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ramisa (sasha) |
سلام من اسمم تو خاطراه ها نداست. ميخوام يکي از سوتي هامو بگم.
چند هفته پيش تمام گروههامون بسيج شدن تا دم يکي از معلماي مردو پيدا کنن.
تو حياط يک دفعه بحث جدي شد و همون معلم با دم هاشون امدن منم رو کردم به پرديس گفتم :
دم اقاي ق همينه؟
پرديس که روش به سمت سالن و در مدرسه بود جواب نداد!
منم که روم به پرديس و پشتم به در بود دو دفعه پرسيدم. يک دفعه گروه ساکت شد
خوب منم سه باره پرسيدم يهو يه مرد مسن از کنارم رد شد و برگشت منو نگاه کرد.
 چشتون روز بد نبينه کي بود اقاي ال معلم زبان دوما منم سرخ
شدم. اونم اول چپ چپ نگاه کرد و بعد خنديد رفت از تو ماشينش چيزي بياره.
 از اون به بعد هميشه هر وقت ميبيندم من در ميرم.

نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

borooohaleshooobebar

سونیا (سونیاک)

borooohaleshooobebar

http://borooohaleshooobebar.blogfa.com

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر

سلام
این وبلاگ متعلق به 3 تا بچه ی یکم خله
که هرچی بخوان مینویسن
از سوتی مدرسه گرفته تا موضوعات عرفانی (که خدا رو شکر هنوز در اون مورد حرف نزدن)
امیدوارن (اون 3 تا) که تویه خواننده خوشت بیاد از وبلاگشون


مرسی از خوندن

برو حالشو ببر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog