تبليغاتX
برو حالشو ببر
همه گشنه بودن. هر کس دنبال چیزی (من عفت کلام ندارم!) بود که بخورد. حالا هرچی بود، بود. یکی از بچه های مایه دار (مرفه بی درد) کلاس، واسه خودش یه کپل گرفت تا نوش جان کند. ما هم مثل انسانهای ندیده و نخورده، افتادیم به جان همون یک کپل! به نوبت همه تو دهنشون می کردند! البته همه ی همه هم نه. بعضی ها فقط فحش می دادند. از جمله: بییییییییییییییییییییییب ، بیب، بیییب بیییییییییییییییییب ، بیب بییییییییب بیییب، و غیره... (این کلام به سن شما نمی خورد، بنا براین صوت جای آن را اشغال کرد.) حالا که خودم فکرشو می کنم حالم بهم می خوره. ولی چیزی هست که اتفاق افتاده، کاریش نمیشه کرد! ولی واقعا جای شما خالی، حسابی حالی به حولی! تازه! فیلم هم گرفتیم! ولی به دلیل بد آموزی بودنش مجوز پخش خوشبختانه داده نشد.
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ramisa (sasha) |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

borooohaleshooobebar

سونیا (سونیاک)

borooohaleshooobebar

http://borooohaleshooobebar.blogfa.com

برو حالشو ببر

برو حالشو ببر - کثافت کاری هم حدی داره!

برو حالشو ببر

سلام
این وبلاگ متعلق به 3 تا بچه ی یکم خله
که هرچی بخوان مینویسن
از سوتی مدرسه گرفته تا موضوعات عرفانی (که خدا رو شکر هنوز در اون مورد حرف نزدن)
امیدوارن (اون 3 تا) که تویه خواننده خوشت بیاد از وبلاگشون


مرسی از خوندن

برو حالشو ببر

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog