سلام علیکم. بودم، رفتم، آمدم. خوب،الآن قراره خودمو در یک خط معرفی کنم:
من، من می باشم که در مدرسه همه مرا ملقب به ساشا میشناسند و صدا می زنند، ولی در اصل اسمم رمیسا است. بغل سونیا می شینم. معمولا کارم در کلاس شکستن سکوت است و بلند بلند حرف می زنم. برای مثال: در سکوت داد می زنم می گم: یکی برگه بده!
یکی از اعضای گروه فحشهای رکیک هستم که البته سونیا هم عضوشه و به شما ها هیچی نگفته، منم که دهن لق! دو عضو دیگر این گروه: زالو، آسکاریس.
راستی! زیاد سوتی میدم ولی به رو خودم نمی یارم چون اصلا برام مهم نیست.
دزد هم هستم. از خودکار گرفته تا دست بند، هیچ کدومش مال خودم نیست.دزد نیستم ها! ولی هستم. البته فقط من نیستم، سم طلا هم مثل منه!
خیلی شادم. زیادی چرت و پرت می گم. پس جدا از این، قبل از اینکه چشماتون از حدقه در بیاد تمومش میکنم. کاری باری؟ نه، قربونت، خداحافظ، شرّت کم! یه چیزه دیگه: همیشه گوشی به دست هستم و اس ام اس بازی می کنم. حالا با کی؟ به تو چه!
من فقط در باره سوتی های کلاس نمی نویسم، خاطرات هم جزوشه.
اگر از نوشته های من چیزی نفهمیدین، زیاد سای نکنین چون ازش هیچی نخواهین فهمید. با تشکر!
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ramisa (sasha)
|


